مرتضى مطهرى

44

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مىگويد : « مذهب مادى يكى از قوانين اساسى علم فيزيك جديد را كه « قانون بقاى انرژى » است نقض مىكند . مطابق اين قانون مجموع انرژيهاى موجود در جهان مقدار ثابتى دارد و تغييراتى كه در اطراف ما ايجاد مىشود چيز ديگرى نيست جز آنكه انرژى از محلى به محل ديگر منتقل مىگردد و از صورتى به صورت ديگر درمىآيد . خوب واضح است كه بنا به اين قانون ، ظواهر و نمودهاى فيزيكى « حلقه بسته‌اى » را تشكيل مىدهند و در اين حلقه جاى خالى براى نوع ديگر از ظواهر به نام ظواهر « روانى » يا « عقلى » وجود نخواهد داشت ، بنابراين عمليات دماغى على رغم تعقيد و پيچيدگى خاصى كه دارند ناچار در شمار نمودهايى خواهند بود كه از قانون عليت تبعيت مىكنند و تمام تغييراتى كه در نتيجه عمل مؤثرات خارجى بر دماغ حادث مىشود ناگزير است كه به شكل فيزيكى و شيميايى خالص باشد و به همين شكل هم منتشر گردد . با چنين نظريه كلى جنبه عقلانى اشياء پا در هوا مىماند ، زيرا چگونه مىتوان پيدايش نمودهاى روانى را از نمودهاى فيزيكى و مادى تصور كرد بدون اينكه از انرژى فيزيكى وابسته به نمودها چيزى كسر شود ؟ تنها چاره منطقى اين است كه براى اعمال عقلى نيز يك نوع انرژى خاصى در مقابل انرژيهاى ديگر شيميايى و الكتريكى و حرارتى و مكانيكى قائل شويم و اين را بپذيريم كه ميان اين انرژى مخصوص و اقسام ديگر انرژى كه مىشناسيم ، نسبت ثابتى شبيه نسبتهاى ثابت ما بين ساير اقسام انرژى وجود دارد . ولى بايد گفت كه چنين عقيده‌اى را علماى مادى اظهار نكرده‌اند و هيچ كس در متون مادى به تفصيل در اين باره سخن نگفته است ، و اعتراضات كلى در برابر اين عقيده وجود دارد كه نمىگذارد چنين عقيده‌اى فرصت تظاهر پيدا كند . هسته تمام اعتراضاتى كه ممكن است بشود آن است كه مفهوم انرژى كه علماى فيزيك آن را تعريف مىكنند به هيچ وجه قابل انطباق بر عمليات و نمودهاى عقلى و روانى نيست . » كرسى موريسن در كتاب راز آفرينش انسان ترجمه آقاى محمد سعيدى مىگويد : « ظهور انسان عاقل و متفكر در ميان حيوانات امرى خطيرتر و غامض‌تر از آن است كه تصور كنيم اين ظهور معلول تحولات ماده است و دست خالقى در آن دخالت نداشته است . در غير اين صورت انسان بايد آلتى مكانيكى باشد كه دستى ديگر ، آن را به كار مىاندازد و مىگرداند . حال ببينيم گرداننده اين ماشين كيست و دستى كه آن را به كار مىاندازد كدام است . علم تاكنون نتوانسته است تأويلى از اين